دل نوشته
سلام کوچولوهای نازم از امروز میخوام دل نوشته هامو براتون اینجا ثبت کنم!
اگه من شمارو جمع می بندم واسه اینه که خیلی دوست دارم مامان یه دخترناز ویه پسر گل بشم و شما دوقلو باشید میگن به هرچی ایمان داشته باشی و فکر کنی همون میشه منم که خیلی وقته این حس رو دارم حتی قبل از اینکه با بابایی اشنا بشم. البته من چون هم دختر و هم پسر دوست دارم و نمی تونم فرقی بذارم این حس رو دارم پس شما هرچی که باشید دختر یا پسر عاشقونه دوستون دارم و با اینکه هنوز وجود خارجی ندارید با فکر کردن بهتون دلم می لرزه و حس خوبی برام ایجاد میشه ناگفته نمونه بابایی هم دست کمی از من نداره و هر روز ازمن میپرسه میخوای واسه من نی نی بیاری! اونم عاشق بچه است و میدونم که بابای مهربونی برای شماست همینطور که همسر عاشق و مهربونی برای من هست راستش گاهی وقتها دوستامون به وضوح حسودی میکنن به عشق من و بابایی همه شون میدونن ما چقدر همو دوست داریم. میدونید بابایی منو نی نی صدا میزنه و میگه تو نی نی من هستی ولی حالا که تصمیم به اغاز شما گرفتیم میگم دیگه من نی نی نیستم و میخوام برات نی نی های ناز بیارم و بابایی قند تو دلش اب میشه و خنده رو لباش میشینه و چشمهای قشنگش هم می خنده و گاهی وقتها میگه اگه دوتا بشن چی میشه...
بله بابایی هم خیلی دوست داره شما دوقلو بشید ما از وقتی باهم اشنا شدیم و من این حس رو بیان کردم بابایی موافق بود به خصوص که عمه و عموی شما دوقلو هستند و احتمال این که شما هم دوقلو باشید بیشتره البته بعضی ها میگن چون این ژن از طرف بابایی هستش نمیشه ومن باید این ژن رو داشته باشم
اما دست بر قضا واز اونجا که خدا خیلی مهربونه سال گذشته خاله جون شما باردار شد ودر کمال تعجب بچه ها دوقلو بودن وبازهم به لطف خدا همون که دلمون میگفت و دوست داشتیم شد و یه دختروپسر ناز شدن الان پنج ماهه هستند و خیلی شیرین از همون موقع که متوجه این شدیم که خاله جون بچه هاش دوقلو هستند هرکسی شنید از دوست و اشنا و فامیل و حتی غریبه ها به من گفتن ان شالله خدا یه دوقلو هم مثل اینا به شما بده و من در حالی که لبخند میزدم تو دلم امین میگفتم حتی اخرین نفری که برام این دعارو کرد همین دوهفته پیش در مراسم شب قدر بود راستش من و بابایی هر مراسم دعایی که باشه این ارزو رو به خداجون میگیم ولی تا خواست خدا چی باشه مهم اینه که کوچولو یا کوچولوهای نازمون صحیح و سالم باشن

دل نوشته 
